کیوناااا...چو کیوهیونننن...
دیر شده بود..قطعا لیتوک میکشتشون...
دوباره صداشو برد بالا...
چو..کیو...هیوووون..بلند شووو...صبحونه حاضره ...دیر شدا
اروم نودل ها رو یکی یکی توی اب جوش میریخت...بااینکه دیرشون شده بود ولی وقتی برای
کیوهیونوخودش غذا میپخت بهترین تلاششو میکرد..
هنوز کیو خواب بودو کلافه از این خواب سنگین زیر لب اروم گفت
همش همینه...بازیشو هم جمع کنم بازهم دیر میخوابه...خوب پاشو دیگه پسر... نمیگی تیکی هیونگ
میکشمون...تا غذا بخوریم..تا حاضر شیم..کلی طول میکشه تا...
حس کرد کسی از پشت بهش چسبیدو چند ثاینه بعد دستی دوز حلقه شدو گرمای صورت عزیز ترین فردشو
توی گردنش حس کرد...اروم خندید
-نکن کیونا قلقلکم میاد..
صدای گرفته و خواب الود کیو توی گوشش پیچید...
هووم..مین...خیلی گشنمه...
صبر کن..الان میارم برات شکمو...قفط بشین رو صندلی بذار بیارم..
-هوووم..نه...همینطوری تو بغل من کاراتو بکن...
سرشواز توی گردن مین برداشو با لبخند به صبحونه خوش مزه جلوش نگاه کرد...
-مین..تورو نداشتم چی کار میکردم...
admin_shahrzad : خاله شهدونه
بیرون پادگان یه دشت کوچیک بود...
همیشه از سرگروه بان اجازه میگرفت بیاد بشینه اونجا..
سربازی ..دور از همه سخت بود..و از همه بیشتر..دور از کیوناش...
زانوهاشو بغل کردو چونشو گذاشت روی زانوهاش و چشاشودوخت به پشت دستای تپلش
امروز نوک اسلحش کشید دستشوزخمی کرد...
لباشو جلو دادو اروم گفت:
کیونا..میسوزه خب...
-مین...
با چشای گردو پراز اشک برگشت.کیونا بود..
هنوز پس سر قولش بود...هفته ایی بار حداقل بیاد ببینش...
از جاش بلند شدو خودشو انداخت تو بغل کیوهیون...اروم خرگوش کوچولوی سربازشو تو بغلش فشار داد
چقدر لاغر شده بود...
-دلم برات تنگ شده بود کیونا..دیر کردی..
اروم از بغلش اومد بیرون...دستشو گرفتو با اخم کم رنگی به زخم نگاه کرد...اروم بوسیدشو یکم فوتش کرد
بدون اینکه نگاش کنه همونطوری که چسب میزد گفت
-مراقب خودت باش خرگوشی...باید سالم برگردی پیشم...خب...سال برگرد پیشم مین...
لباس کیو رو توی مشتش گرفتو با چشای پراشکش به کیوناش نگاه کرد...
-باشه...توهم زودزود بیا دیدنم
admin_shahrzad : خاله شهدونه
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ: خووهششششششششششش

mn jedi be f raftam
پاسخ:مگه تاحالا شوخی بود؟؟ خخخخخ شوخیدم حال کن با این مامی مرخه

مامی:گوگول بودن بعللههه اینجوریاس
پاسخ: خوهششششششش *_*
.gif)
پاسخ: شک داشتی جوجه؟؟ خخخخ خوشالم دوز داشتی

پاسخ: مگه شوما میدونی من نوشتم یا نه؟؟ اثن مگه شوما میخونی؟؟ اثن مگه داریم؟ مگه میشه؟؟ هوووم؟؟؟ خخخخ.. مینویسم.. حرص نخور برا پوستت خوب نیس

خیلی گوگولی بوووود
.gif)
.gif)
پاسخ: اسم پست و باید بذارم من و گوگول خخخخخخخخخ گوگول همون کیومینه :))))
پاسخ: خواهش عزیزم *_*
پاسخ: چه میییییییکنن این جوجه ها خخخ
دسته بندی : <-CategoryName->